شرف الدين محمد بن مسعود مسعودى بخارى

129

مجمع الاحكام ( فارسى )

بود گرما سخت باشد ، و اگر مشرق بود شوريدگى در احوال مهتران آيد ، و اگر مغرب بود پادشاهان را بيمارى افتد ، و اگر راجع بود باران اندكى بود و بادهاى سودمند جهد ، و اگر از شعاع آن وقت ظاهر گشته بود مردمان را دردها و رنجها رسد و آفت گاوان رسد . آبهاى چشمه اندكىتر بود . گياه بسيار و حال كشتها ميانه بود . و اگر در قوس بود بيماريها افتد از جنس درد سر و درد چشم ، و مرگ ستوران بود خاصه آن گاوان و باران بسيار بود و سرما و برف « 1 » بسيار بود و غله‌ها را تباه كند . بادهاى صبا بسيار ورزد ، و اگر جنوبى بود خيرات و منافع در مردمان ظاهر شود به آهستگى و سكون ايشان ، و اگر مشرق بود بيماريها افتد خاصه در چشم ، و اگر مغرب بود پادشاهان را غمها و دلتنگيها افتد و ( هلاك ) « 2 » بعضى اشراف بود ، و اگر راجع بود رعيت به عدل پادشاه شاد باشند و بارانها بسيار آيد ، و اگر از شعاع آن وقت ظاهر گشته بود مردى بزرگ را حالى « 3 » افتد كه بگريزد و ستوران زه « 4 » بسيار كنند و بادها جهد و بارانها آيد و گياه نيكو رويد و حال درختان خوب بود . و اگر در جدى بود پادشاه بر بعضى از عمال خويش خشمناك شود و هلاك بعضى از اشراف مردمان بود ، و بيمارى در ميان مردمان اندك بود ، و صحت و سلامت غالب ، و در فصل بهار بارانها و بادها بسيار بود . حال ميوه‌ها نيكو بود و غله اندك فراز آيد . اگر مشرق بود مردمان را بيماريها و دردها بود و اگر مغرب بود شوريدگى به حال پادشاه و رعيت راه يابد . و اگر راجع بود همين . و اگر از شعاع آفتاب آن وقت ظاهر گشته بود مردمان را گر و « 5 » خارش و درد سر و

--> ( 1 ) . م . برق . ( 2 ) . ح . و د . هلاك و م . هلا بعضى را ندارد به قرنيه تصحيح شد . نويسنده از كلمه هلاك بيشتر استفاده مىكند تا مرگ ، فوت و امثال آن . ( 3 ) . متون حال با توجه به سطر بعد تصحيح شد . ( 4 ) . متون ره . ( 5 ) . ح . و د . و گرد خارش .